كلاس آموزشي در مورد هوش هيجاني داشتيم. مدرس دوره قبل از اين كه وارد بحث شود به هر كسي يك سري تست داد و از ما خواست كه آن طور كه هستيم تست‌ها را جواب دهيم و نه آن طور كه دوست داريم باشيم. در تست 7 نوع هوش اندازه‌گيري مي‌شد. مدرس تست‌ها را گرفت و پرسيد چه كساني از 7 هوش بيش از 3 هوش را بالا آورده‌اند. دست نيمي از كلاس بالا رفت. من به برگه تست خودم نگاه كردم ديدم فقط مورد هوشم بالاست و بقيه حدود متوسط است و احساس كردم خنگ‌ترين آدم كلاسم! بعد مدرس شروع به توضيح دادن كرد كه يك نفر در چند نوع هوش مي‌تواند بالا بياورد. او گفت كه اگر كسي كارش درست باشد در بهترين شرايط 3 هوش از 7 هوش را بالا خواهد آورد و اگر كسي بيش از 3 مورد را بالا آورده باشد، بيشتر مي‌توان گفت كه همه كاره و هيچ كاره است و به نوعي تكليفش با خودش روشن نيست! اين تست مشاهده واضحي از رفتار ما بود. هم مي‌توان گفت كه نيمي از اعضاي كلاس تكليفش را نمي‌دانست و هم مي‌توان گفت كه نيمي از كلاس، خود را آن طور كه دوست دارد باشد، اظهار مي‌كند و نه آن طور كه هست. باقي تفسيرها هم با خواننده.