بعد از یک ماه غیبت دوباره حالی دست داد که بنویسم. بیشتر این حال را هم ناشی از روز اول آذر می‌دانم. پنج‌شنبه قبل اول صبح به شریف رفتم و تا ظهر آن جا بودم. عصر به پلی تکنیک رفتم و چند ساعتی هم آن جا بودم. بعد هم پیاده به اتفاق یکی از دوستان تا کریمخان رفتیم. از جلوی طلا فروشی‌ها رد شدیم! و به کتاب فروشی‌ها رسیدیم. کتاب هم که روح را حال می‌آورد. چند ساعتی هم آنجا بودیم و بعد برگشتیم. هوا هم عالی بود و به درد قدم زدن. روزهایی این طوری در این روزگار کم دست می‌دهد.