عباس عبدي يكي از كساني است كه من تحليل‌هايش را زياد قبول دارم. جديدا دو تحليل ارائه كرده كه من چند ماهي است به ‌آن فكر مي‌كنم و از قضا ايشان هم به طور كامل به آن پرداخته است. در تحليل اول پيش‌بيني ايشان اين است كه با روند موجود و محدوديت‌هايي كه در جريان سياست خارجي، داخلي و اقتصاد وجود دارد، فضا به سمت بسته‌تر شدن خواهد رفت و اميدي به پيروزي اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس و ... غيره نيست. و در تحليل دوم هم ايشان پيشنهاد كرده همه سياست سكوت را در پيش گيرند و كسي از اصلاح طلبان كاري به كار دولت فعلا نداشته باشد.

به نظرم هر دوي اين تحليل‌ها كاملا درست است. خصوصا تحليل اول كه مدت‌هاست اصلاح‌طلبان فكر مي‌كنند مي‌توانند مجلس را از آن خود كنند و در اين راه به هر كاري دست مي‌زنند. مثلا هاشمي كه تا قبل از انتخابات رياست جمهوري، شرطش براي ورود به انتخابات اين بود كه طيف محافظه كاران اگر نتوانند فرد مناسبي را انتخاب كنند وارد عرصه خواهد شد كه شد. به عنوان يك محافظه كار و حالا كه انتخاب نشده با يك رويكرد سلبي شده يكي از سه شيخ اصلاح‌طلبان و يا حسن روحاني كه در مجلس يك‌دست چهارم و پنجم در ليست محافظه‌كاران آن دوران بود و نايب رييس اول مجلس بود حالا شده اصلاح طلب و قرار است سرليست اصلاح‌طلبان باشد! اين‌ها مسخره‌ترين شكل دسته‌بندي سياسي است و كساني كه تا ديروز در جناح مقابل فالوده مي‌خوردند چون از آن طرف رانده شده‌اند به دامن اين طرفي‌ها آمده‌‌اند. مضحك‌ترين بخش كار اين است كه عده‌اي هم در جناح اصلاحات دل به اين افراد بسته‌اند تا كه شايد به واسطه حمايت از آن‌ها مجلس و رياست جمهوري و ... را به دست آورند و دوباره به دامن قدرت برگردند.

تحليل من اين است كه حالا حالاها قدرت به دست اصلاح‌طلبان نخواهد افتاد و اين‌ها تا نتوانند گفتمان را غالب كنند مردم اقبالي به آن‌ها نخواهند داشت. اين طيف از سياسيون در صورتي مي‌توانند راي بياورند كه چيزي براي عرضه داشته باشند وگرنه با گفتمان سلبي كه زيرسوال بردن دولت و مجلس است به سادگي نمي‌توان كاري از پيش برد. پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان حاضر نيست كه سادگي و با هر درخواستي وارد صحنه شود و راي دهد. برعكس محافظه كاران با پايگاه راي سنتي كه دارند مي‌توانند به حداقل‌ها هميشه اكتفا كنند و راي بياورند بدون آن كه هزينه‌ زيادي هم بابت آن پرداخت كنند و ..... اگر بخواهيم تحليل كنيم اين مثنوي هفتاد من مي‌شود و از حوصله خارج.