جلسه ای با دو نفر از فارغ التحصیلان روان شناسی داشتیم. آمده بودند بازاریابی کارهایی در حوزه منابع انسانی. ادعا هم می کردند که با تعدادی از اساتید برجسته این رشته در ایران همکاری دارند و می توانند خدمات خوبی ارا ئه دهند. تعدادی از سازمان های دولتی را هم گفتند که در طی دو سال گذشته با آن ها کار کرده اند و پروژه های خوبی تحویل آن ها داده اند. رزومه های استادانی را هم که با آن ها همکاری می کردند ارائه کردند. رزومه آن یکی را که از بقیه برجسته تر بود نگاهی انداختم. چند طرح پژوهشی انجام داده بودند. جالب ترین اش بررسی شخصیت صاحبان حیوانات خانگی که به مرکزدامپزشکی دانشگاه تهران مراجعه می کردند بود! در رزومه خودشان هم دو غلط یافتم.

اول بار با رشته روانشناسی صنعتی سازمانی توسط دکتر شکرکن آشنا شدم. ایشان انسان فرهیخته ای که در سال 1974 –دو سال پیش از تولد من- از برکلی دکترای این رشته را گرفته و پدر روانشناسی صنعتی سازمانی در ایران محسوب می شود. البته ما با هم برای انجام پروژه هیچ گاه به توافق نرسیدیم. می گفت شما مهندسید و دوست دارید هر چیزی را اندازه گیری کنید و بر اساس این اندازه ها ارزیابی کنید ولی من این روش را نمی پسندم و به روش دیگری کار می کنم.