«مناسبات انسان  معنوی ‌ بر اساس سه اصل عدالت احسان و محبت استوار است. البته انسان در مدارچ پایین معنویت با دیگران بر اساس عدالت رفتار می‌کند وقتی مدارج معنوی بالاتر رفت کارش به احسان منجر می‌شود (یعنی حاضر است از بخشی از حق خود که عین عدالت است صرف نظر کند) و در مرحله سوم به محبت می‌رسد. فرق عدالت و احسان با محبت این است که دو تای اولی در رفتار بیرونی جلوه‌گر می‌شوند اما محبت یک حال درونی است در احساس متجلی است.
انسان معنوی در مناسبات رفتاری با خودش هم با سایر انسان‌ها متفاوت است. در عین اینکه به هیچ وجه خود را از دیگران برتر نمی‌داند خود را شدیدا دوست دارد.»
افاضات فوق را تازه آموخته‌ام. در همین راستا اعلام می‌دارم که امروز یک سال دیگر از عمر گرانمایه برفت. عدد یک دوباره به یکان سال‌های عمر اضافه شد و این یکان به صفر مبدل شد و به دهگان یکی افزوده!  به این فکر می‌کنم که تا چند سالگی جوان خواهم ماند و جوان خواهم زیست. تعریف جوانی تا سالگی است. تا کی می‌توانم خود را مشتاق آموختن نگه‌ دارم و افراد کم سال تر از خود را کوچک ندانم. خیلی دوست دارم همیشه این گونه بمانم. هم مشتاق آموختن هم پایبند به افاضات فوق.