یکی از شرط‌های تحقق جامعه معنوی این است که جامعه‌ای باشد که اگر کسی در آن جامعه به کار شرافتمندانه‌ای اشتغال داشت از لحاظ معیشتی بتواند زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد. تا بتواند عمر و نیروی خود را صرف معنویات کند.مرادم از معنویات فقط ذکر و ورد نیست بلکه مرادم این است که او بتواند به هنر ادبیات عرفان با خود سخن گفتن تحلیل روانی خود و ... بپردازد.جامعه‌ای که در آن با ۸ ساعت کار شرافتمندانه بتوان معیشت را اداره کرد جامعه‌ای معنوی است. جامعه معنوی جامعه‌ای است که در آن بتوان با ۸ ساعت کار از معیشت فارغ شد و بقیه ساعات زندگی را به معنویات به معنای اعم آن پرداخت.
آنچه در فوق آمد جمله‌هایی از مصطفی ملکیان در باب معنویت و اخلاق در جامعه است. (در همان کتاب سابق‌الذکر) با گزاره‌های فوق موافقم. در باب همراهی با موضوع بیشتر به این فکر می‌کنم که در سازمان‌ها چگونه می‌توان انسان‌ها را اخلاقی کرد و رشد داد. عطف به گزاره‌ها باید مدت زمان محدودی کار کرد و به جنبه‌های دیگر پرداخت.-عین خارجی‌ها-  البته اگر دغدغه معاش مجال دهد.