ماه رجب هم با تمام خوبي‌هايش رو به پايان است. امسال هم رفت. روز مبعث كه مي‌رسد براي من ماه رجب تمام شده است. دعاي اين ماه از بهترين دعاهايي است كه سراغ دارم. هم ساده و كوتاه است و هم قابل فهم براي همه.

صبح راديو داشت قطعه‌اي نمايشي داشت كه اشاره‌اي به بعثت پيامبر و زنده‌ به گور كردن دختران مطابق رسوم اعراب جاهلي داشت. با آن كه پيامبر اسلام براي اين قوم خيلي زحمت كشيد اما دست آخر بعد از 14 قرن دست كمي از همان موقع ندارند و به مدد درآمد بالاي نفتي قدري مدرن‌تر شده‌اند وگرنه تفكر همان است.

روزهاي مردادماه كه هوا گرم است من هم سخت دلتنگم و هميشه دعا مي‌كنم كه اين گرما زودتر پايان يابد. حالا كه چند روزي است هوا بهتر شده، خرسندم.

در هفته قبل از سر اجبار يكي دو كار بيهوده انجام دادم كه وقتم را زياد تلف كرد. يكي شركت در دوره مميزي ايزو بود كه از آن دسته كارهاي چرتي است كه مجبوري به خاطرش سه روز زمان را پرت كني و ديگر دادن مهماني به دوستاني كه در خانه‌شان شام خورده بوديم و حالا توقع داشتند كه شامي در كنار هم باشيم. مهماني دادن هم يكي از همان كارهاي بيهوده است. چند ساعت صرف پخت غذا مي‌شود و كلي انرژي مي‌برد، دست آخر در بيست دقيقه اين حس گرسنگي ارضا مي‌شود و بعد از آن ظرف‌ها هم بايد شسته شود.