ما خودمان را متقاعد مي‌كنيم به اين كه زندگي بهتر خواهد شد وقتي كه ازدواج‌ كنيم و خانواد‌ه‌اي تشكيل دهيم. سپس سرخورده و نااميد مي‌شويم چرا كه بچه‌هاي ما‌ كوچك هستند و به توجه دائمي نياز دارند، پس به اميد آينده بهتري هستيم تا آنها بزرگ شوند بعد كه به سن نوجواني رسيدند و ما درگير مشكلات آنها هستيم آرزوي گذشتن آنها از سن بحران و فرداي شادتري‌ را داريم.... به خودمان زندگي بهتري را وعده مي‌دهيم و باز هم زندگي بهتري را...

حقيقت اين است كه هيچ زماني براي شاد‌بودن بهتر از زمان حال نيست‌. زندگي هميشه پر از درگيري، سعي و تلاش است چه بهتر قدرت رويارويي با آنها را داشته باشيم و عليرغم تمام مشكلات تصميم بگيريم شاد زندگي كنيم.

 براي مدت مديدي است كه به نظر مي‌رسد زندگي واقعي را بايد از جايي شروع‌ كرد‌، ولي هميشه موانعي سر راه وجود دارد تجربيات سختي كه بايد از سر گذراند... كارهايي كه بايد به سرانجام برسد.... زماني‌ كه بايد صرف انجام‌ كاري شود..... قبضي كه‌ بايد پرداخت شود سپس... تازه زندگي آغاز خواهد شد،‌ اين عقايد كمك كرد تا بفهمم‌ كه هيچ جاده‌اي مقصدش سعادت و خوشبختي نيست بلكه خوشبختي همان راه و لحظه‌هاي زندگي است كه طي مي‌كنيم.

پس از تمام لحظات زندگيت لذت ببر......

كافيست تصميم بگيريم قبل از در انتظار بودن براي اتمام تحصيلات يا شروع آن، به دست آوردن پول يا خرج كردن آن‌، براي ازدواج، براي يك روز تعطيل، خريد ماشين جديد، دادن قرض‌ها، براي بهار، تابستان، پاييز و زمستان، براي اول ماه، پانزدهم ماه و براي مردن‌، شاد باشيم و براي هميشه يادمان باشد قبل از اينكه هر تصميمي را بگيريم مي‌توانيم شاد باشيم بي‌آنكه منتظر نتيجه كارمان بمانيم.

شاد بودن يك سفر طولاني است، نه يك مقصد

هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست

زندگي‌كن و از تمام لحظاتش لذت ببر

 

نوشته‌ای از کابريل گارسيا مارکز