جماعت ماليه

گزاره اول: دانش‌آموزان ضعيف پس از طي دوران آموزش راهنمايي نمي‌توانند رشته‌هاي رياضي و تجربي را انتخاب كنند.

گزاره دوم: دانش‌آموزان رشته‌هاي انساني، در دانشگاه وارد رشته‌هاي علوم انساني، مالي و ... مي‌شوند.

در باب ضعف علوم انساني و نظام آموزشي ضعيف ما حرف و حديث بسيار است اما در اين ميان عده‌اي كه مالي‌چي هستند از بقيه نافرم‌تر هستند. اينان معمولا آدم‌هاي ضعيفي هستند و گردش پول و اطلاعات مالي سازمان هم به دست اين‌هاست. عادت به كارهاي يك‌نواخت و روتين دارند و كمترين تغييري آزارشان مي‌دهد. به اضافه كار علاقه زيادي نشان مي‌دهند و دائما در فكر صدور چك و سند و فاكتور هستند. كمتر مي‌توان مالي‌چي پيدا كرد كه از خلاقيت و هوش بالايي برخوردار باشد و اگر از اين شايستگي خوب استفاده كند، فرد قابلي در حرفه و كار خود مي‌شود. بيشتر اين جماعت به سبب دو گزاره بالا بيشتر دنبال حرف زدن و آمار مالي و غيرمالي گرفتن از سايرين هستند و از كار روتين خود نيز لذت مي‌برند.

نتيجه: بازدهي كار اين دانش‌آموختگان مالي نبايد زياد باشد و .... اين نتيجه‌گيري اصولا قابل بسط براي همه مالي‌چي جماعت نيست اما عموميت دارد.