خاطرات سفر 7- يك‌شنبه اول

صبح حدود ساعت 10 بود كه با صداي نكره ناقوس كليسا از خواب بيدار شدم. حدود 5 دقيقه مي‌نواخت. مردم هم راهي كليسا بودند تا تكليف شرعي اين هفته را ادا كنند. ياد معلم‌هاي مدرسه افتادم كه هميشه اين عادت مسيحي جماعت را مسخره مي‌كردند و به عنوان ايراد مي‌گفتند كه از دين اين را فهميده‌اند كه در هفته يك روز واجبات را به جا آورند. حدود 12.5 بود كه دو نفري زديم بيرون تا قدري خريد كنيم. ديروز در هلند اصلا آب و شير نخورديم. به قصد شير، به اشتباه دوغ خريديم كه با كيك شيرين اصلا نچسبيد. احساس بي‌آبي وجودم را فرا گرفته بود. از شانس بد روزهاي يك‌شنبه اصلا جايي باز نيست. همه جا تعطيل است. فقط فروشگاه‌هاي پمپ بنزين باز است كه  اجناس را گران‌تر مي‌فروشد. بيرون كه آمديم بغل آپارتمان يك پمپ بنزين و يك مغازه پيتزايي بود. به پيتزايي رفتيم و نان خواستيم. ترك بودند. هر قرص نان به يكي 1 يورو خريديم. از مغازه پرسيدم غذا براي مسلمان‌ها هم دارد. گفت كباب تركي با گوشت مرغ دارد. هر يك 3 يورو. 2 تا گرفتيم و خورديم. نوشابه هم اين جا خيلي گران است. فكر كنم به خاطر ماليات زياد است. خوردنش اصلا صرف ندارد. در عوض آب‌هايشان را گازدار درست مي‌كنند تا مثل نوشابه باشد –به گمانم اين طور است- به مرغ هم كه همه جا مي‌گويند چيكن! يكي از كارگران مغازه هم شيعه بود. اول از من پرسيد: آر يو شي؟ نفهميدم. تا اين‌كه گفت شي اُر سني؟ تازه فهميدم منظورش شيعه است. گفتم ياه! او هم گفت شيعه است و نامش نيز حسين است. قدري برايم عجيب بود كه ترك‌ها هم شيعه باشند. به هر حال بعد از اين كه بعد از يك هفته گوشت مرغ خوردم خوشحالم. در هفته گذشته فقط سبزيجات و ماهي خورده‌ام. آن هم با ادويه مسخره و چرتي كه آلماني‌ها خيلي از آن لذت مي‌برند. بزرگ‌ترين مشكل ما در اين‌جا خورد و خوراك است. هم باب ميل ما نيست و هم گران است. بعد از خوردن ناهار به ايستگاه قطار فرودگاه دوسلدورف رفتيم تا بليط بخريم. بليط يك هفته‌اي براي رفت و آمد در منطقه B، 27 يورو است. بعد از خريد بليط، خواستيم كه برويم كنار راين و قدم بزنيم. هوا ابري و باراني بود و به تعبيري 2 نفره! به خاطر اين‌كه نيازمند شديد آب و مايعات بوديم تصميم گرفتيم به آپارتمان برگرديم. از مغازه داخل پمپ بنزين دو تا آب و شير خريديم و البته گران به قيمت 4.5 يورو. اگر همين‌ها را از فروشگاه آلدي مي‌خريديم 1 يورو هم نمي‌شد. ولي چه مي‌شود كرد.  وقتي كل غذاي ديروز ما 3.15 يورو شده باشد آن‌هم در هلند امروز بايد اينقدر خرج كرد تا بدن از كار نيفتد! فكر كنم در طي هفته گذشته يك كيلو وزنم كم شده باشد.