سكه، ارز

اگر از چهارراه‌ استانبول تا ميدان فردوسي گذر كنيم،‌ دائما اين نجوا در كنار گوش‌مان شنيده مي‌شود و حالا چند روزي است اين نجوا به خبر روز تبديل شده است.

با دلايل اين موضوع كاري ندارم چون در همه جا در مورد آن صحبت مي‌شود. جذابيت اين موضوع براي من در تكرار تاريخ و شباهت‌هاي سال‌هاي آخر دوران هاشمي با سال‌هاي اول دوران احمدي‌نژاد. در دوران هاشمي (سال 72) اين داستان براي ارز اتفاق افتاد و تا سال 74 هم ادامه داشت. عادلي در آن زمان براي جمع‌آوري نقدينگي سرگردان در بازار طرح داد كه ارز عرضه كنيم و هر آن‌چه ريال اضافه در بازار است، از دور خارج كنيم. با اين كار نه تنها نقدينگي در بازار كم نشد بلكه عطش بازار براي خريد ارز روز به روز بيشتر شد. در همان روزهاي اول (مانند حالا) دولت بلافاصله ارز زيادي وارد بازار كرد و قصد داشت قيمت‌ را كنترل كند اما باز هم قيمت‌ها بالاتر رفت و كار به جايي كشيد كه ارز يك موضوع امنيتي شد و هر كس ارز خريد و فروش مي‌كرد، بازداشت مي‌شد.

و حالا اين ماجرا براي سكه در حال تكرار است. با بروز يك نشانه به نام گراني قيمت سكه، دولت به جاي حل علت، به دنبال حل نشانه‌هاي مشكل است. يعني سكه بيشتري را به بازار عرضه مي‌كند. اما قاعدتا عطش بازار بايد بيشتر شود و يا اين‌كه نقدينگي سرگردان در بازار به ساير بازارهاي پولي و مالي هدايت شود. در اين شرايط گزينه هدايت پول‌ها به بازارهاي ارز و مسكن كارا نيست. فكر مي‌كنم كه اين نقدينگي يا در بازار سكه مي‌ماند و يا اگر خارج شود به سمت موبايل و خودرو خواهد رفت و افزايش قيمت‌ها در اين بازارها خواهد بود.