خاطرات سفر ۴- پنج‌شنبه اول

كلاس امروز مديريت فرآيند بود. كلي جاي همكاران را واحدمان را خالي كرديم. ساير همراهان در كلاس هم به چرت زدن مشغول بودند و به قول خودشان اين دوره به جاي 12 نفر براي ما دو نفر بود. بعد هم به مدرس دوره گفتند "‌وي آر تكنيكال"‌ مدرس هم مانده بود كه اين چيزها يعني چه! خيلي برايش عجيب بود كه مديران يك سازمان به اين چيزها توجه ندارند و فكر مي‌كنند به دردشان نمي‌خورد. با اين همه ادعا نمي‌دانم چرا وقتي از 2 ماه قبل سيلابس دوره مشخص و اعلام شده، كسي نسبت به اين دوره‌ها اعتراض نداشت و نگفت سيستمي است اما حالا كه اينجا هستيم تازه يادمان افتاده به درد ما نمي‌خورد. وقتي پاي آموزش خارج از كشور در ميان است، كسي با محتوا كاري ندارد. مهم حضور در دوره است. مشكل اين است كه جذابيت‌هاي خارج از كشور آن‌قدر هست كه كسي با محتواي دوره كاري ندارد. براي خريد و گشت و گذار همه آماده‌اند. دوست داريم هر طور شده خود را به خريد برسانيم. بگذاريم و بگذريم خيلي راجع به اين چيزها حساس شده‌ام.

دوره خيلي عالي بود. چيزهاي زيادي از اين دوره ياد گرفتم. حيف كه دوره يك روزه بود. اما محتوا و مطالب دوره خوب بود. مدرس دوره هم صبح با قطار از مونيخ آمده بود و فوق ليسانس اقتصاد داشت ولي تخصص و رشته كاري‌ وي مديريت فرآيند بود.

بعد از كلاس هم از هتل 4 نفري به "سنتر اوُ" در شهر "اوبرهوزن" رفتيم. يك مركز خريد بسيار بزرگ است كه مرور همه فروشگاه‌هاي آن چند روزي زمان مي‌برد. توقع هم داشتيم كه لباس حتما كمتر از 5 يورو يا حداكثر 10 يورو باشد. با بهترين جنس اما پيدا نمي‌شود. در هر صورت چيزي نخريدم. تا به حال جذابيت اينجا براي من تنوع فروشگاه‌ها، معماري ساختمان‌ها و سبك برخورد با مشتري بوده است. شام را هم در مك دونالد فيش برگر و سيب‌زميني و نوشابه خورديم به قيمت 5 يورو. 4 نفري با تاكسي رفتيم و برگشتيم. تاكسي‌هاي اينجا معمولا بنز است و مجهز به "جي پس اس". حدود 10 دقيقه راه است. براي اين مسير تاكسي كاملا اقتصادي است. با قطار رفت و برگشت 2 ساعت مي‌شود و حدود 2 يورو ارزان‌تر ولي به صرفه‌ نيست.

تا يادم نرفته بگويم يكي از محاسن آلمان حداكثر زمان باز بودن فروشگاه‌هاست كه تا 8 شب است وگرنه ايراني‌ها تا پاسي از شب در خيابان‌ها بودند و در حال خريد. مهم‌ترين حسن اينجا در محدوديت زمان كسب و كار است كه باعث مي‌شود همكاران محترم شب‌ها به موقع بخوابند. البته ساعت 8 شب به بعد در خيابان‌ها معمولا مردم شيشه مشروب به دست ايستاده‌اند و مست مي‌كنند! برايم صحنه‌هاي غريبي است!