خاطرات سفر ۳- چهارشنبه اول

امروز صبح به جاي تاكسي پياده به شركت سي رفتيم. حدود 20 دقيقه‌اي راه است. هوا هم عالي بود. پس از استقرار در كلاس آموزش و زنگ زدن دوستان به تهران، از ساير كارگاه‌هاي كارخانه بازديد كرديم. بعد از ظهر برنامه كلاس "اي.‌وي‌.اِي" بود. اين كلاس مربوط به ارزش افزوده اقتصادي بود. همه همراهان ما به جز يك نفر در اين زمينه هيچ گونه اطلاعي نداشتند و من نقش مترجم را داشتم. بعد از هر اسلايد، توضيحاتي به فارسي ارائه مي‌كردم. با آن‌كه مستندات دوره حدود 3 هفته قبل در دسترس بود، اما هيچ‌كس مستندات را مرور نكرده بود و از سيلابس دوره سر در نمي‌آورند. عجب داستاني! روز ... يورو به ازاي هر نفر پرداخت مي‌شود و اين همه بي‌اطلاعي و بي‌احساسي نسبت به اين هزينه سنگين. اگر از جيب مي‌داديم دلسوزي بيشتري داشتيم. ولي وقتي فكر مي‌كنيم سازمان ما پول‌دار است و نيازي به اين چيز‌ها ندارد، بيش از اين نبايد انتظار داشت!

بعد از كلاس هم گشتي در اطراف هتل زديم. چند فروشگاه بزرگ دارد. يك مركز خريد لوازم منزل و مديا بود كه بس بزرگ بود. تعداد اقلام از هر محصول زياد بود و بس گران. لباس‌شويي 2000 يورو، اجاق گاز 1900 يورو! يك فروشگاه ادكات هم بود كه مانند آلدي است و اجناس ارزان داشت. به روال معمول سري هم به آلدي زديم. شكلات‌هاي ارزاني داشت. شكلات 100 گرمي 35 سنت. براي سوغات بردن محشر است.