همسايه عزيز ما راننده تاكسي است. حدود 35 سال سن دارد و پيراهن طرح بامشاد همراه با كتاني ميپوشد. همسايه عزيز ما هر بار مرا ميبيند از خدماتش به خانه ميگويد. آخرين بار كه از نجات آپارتمان از آب گرفتگي و خرابي برايم تعريف ميكرد، بر خلاف گذشته كه قيافه سفيهانهاي به خود ميگرفتم و از او تشكر ميكردم، شرح اين ايثار و جانبازي را از وي پرسيدم و او جواب داد مقداري مقداري خار و خاشاك مانع از خروج سريع آب از حياط آپارتمان بوده و او آنها را با پايش كمي جابجا كرده. او اين كار را در طي 20 دقيقه برايم تعريف كرد. همسايه گرامي ما هميشه دوست دارد سرآمد باشد، چند روز پيش مرا در خيابان ديد و با عجله به سراغم آمد:
همسايه: آقا چرا قسط وام آپارتمان را نميدهيد؟
من: ما كه آپارتمان نداريم. ما اينجا مستاجريم.
همسايه: از بانك مسكن يك نامه براي شما آمده.
من: ما دربانك مسكن اصلا حساب نداريم.
همسايه: نامه اخطاريه براي واحد سوم شرقي آمده، زود برويد و قسط وامتان را بدهيد.
من: ولي ما كه طبقه سوم نيستيم. ما چهارميم. شما سوم شرقي هستيد.
و او همچنان دارد مرا قانع كند كه من در اشتباه هستم.
همسايه عزيز ما وقتي مرا با پرايد ديد، در مورد اين خودرو و مشخصات آنكه مثل پيكان ديفرانسيل عقب است تعريف كرد و وقتي تعجب مرا ديد اظهار داشت آخر من هم يك پرايد دارم كه در گاراژ گذاشتهام و اين اينجاها نميآورم.
وقتي كه شغل مرا پرسيد در كسري از ثانيه فكر كردم جواب او را چگونه بدهم كه چيزي در پي آن نگويد و در نهايت شرمندگي اعلام كردم كارمند.
همسايه: كارمند كجا؟
من: يك شركت دولتي.
همسايه: يعني حسابداري؟
من: نه!
همسايه: پس چيكار هستي؟
من: مهندس! (با كمال شرمندگي)
همسايه: مهندس چي؟
من: صنايع!
همسايه: صنايع غذايي؟
من: آره!!!
همسايه: شركت شما چي كار ميكند؟
من: توليد توربين!
همسايه: صنايع غذايي چه ربطي به توربين دارد؟
من: حالا كار پيدا نميكرديم رفتيم تو اين جور كارها!!
همسايه: من چند تا ژنراتور در آپارتمان دارم. شركت شما به توربين نياز ندارد؟ قيمتش را هم خوب ميدهم. از روسيه وارد كردهام.
من: با مسؤولان شركت در اين زمينه صحبت ميكنم.
و او به دنبال نشاني شركت ميگردد تا روزي براي مذاكره به شركت بيايد.
افرادي مانند همسايه عزيز ما ميتوانند، همكار عزيز شما و يا حتي دوست عزيز شما باشند. از اين دسته آدمها كم نيستند. سعي كنيد از هر فرصتي استفاده كنيد تا حداقل برخورد را با آنها داشته باشيد. هر مدرك تحصيلي داريد يك سطح كمتر را بگوييد. سعي كنيد نشان دهيد از آنها پايينتريد و به حال آنها غبطه ميخوريد و از موفقيت آنها ابراز خوشحالي كنيد. البته جسارت نشويد، اگر مهندس صنايع هستيد بگوييد همان حسابدار!!
