اوضاع فروش و تحويل محصول در شركت عزيز ما كلي خوب شده است. نيم‌سال اول اوضاع توليد زياد خوب نبود اما حالا وضعيت خيلي عوض شده و رو به بهبود مي‌رود. ارزش محصول 5 ماهه دوم دو برابر ارزش محصولات نيم‌سال اول است. مديرعامل هم خيلي خوشحال است. در چندين جلسه تاكيد كرده است كه داريم خوب كار مي‌كنيم. به گمانم انگيزه دادن و بهبود كار هنر اصلي او در اين قضيه بود. در 8 ماه اول كه اوضاع خوب نبود هميشه انتظار داشتم هر جلسه‌اي پيدا كند (چه عمومي و چه خصوصي) بد و بيراه بكشد و همه را به باد انتقاد بگيرد اما او هيچ وقت اين كار را نكرد و هميشه بر جنبه مثبت كار تاكيد مي‌كرد. اين كاري است كه لااقل من در انجام آن قاصرم و سريع دنبال ديدن نكات منفي و هشدار دادن به طرف مقابل هستم.

نتيجه كاري اين است كه مطابق گفته‌هاي اين كتاب بايد به كارهاي مثبت تكيه كرد و انگيزه داد.

نتيجه اخلاقي هم اين است چون مديرعامل اين چيزها را نمی‌خواند تعبير به پاچه‌خواری نشود.