فعلا نه حال و حوصله نوشتن ندارم و نه فرصت كافي براي اين كار دست مي‌دهد. آن‌قدر كار بر سرم خراب شده كه مديرعامل محترم هر روز ايميل مي‌زند و بد و بيراه مي‌فرستد كه زود باشين! ما هم كه كارمان لنگ بقيه مديران عزيز سازمان است تا اطلاعات را به ما بدهند فعلا يك بهانه‌اي براي خودمان تراشيده‌ايم تا بعد ببينيم تا كي مي‌توانيم از اين شيوه استفاده كنيم. اين روزها دو موضوع جالب در شركت عزيز ما قابل گير دادن است.

اول اين‌كه مدير عزيزم خودش شايعاتي را درست كرده كه تا آخر سال بيشتر نيستم و قرار است بروم. مي‌گويد ديگر خسته شده و مي‌خواهد براي خودش كار كند. البته ايشان در اين چند سال حضورشان در اين‌جا هم براي خودش كار مي‌كرد و كاري به بقيه نداشت. اين سومين سال است كه ايشان اين ترفند را به كار مي‌برد و مي‌گويد كه مي‌خواهد تشريف ببرد. من كه دعا مي‌كنم زودتر تشريف ببرند اما مي‌دانم ايشان جايي بهتر از اين‌جا پيدا نمي‌كند. اگر عملكرد شخص شخيص‌شان بررسي شود نمره‌ منفي خواهند گرفت چون كاري نمي‌كند.

دوم در اين هفته جلسه كارگاه اي اف كيو ام با حضور كليه مديران و مديرعامل داشتيم. حدود 6 ساعتي طول كشيد. يكي از مديران كه بخشي از عنوان مديرعامل را در سمتش يدك مي‌كشد در طول جلسه خواب بود. در يك نقطه استراتژيك نشسته بود و چرت مي‌زد. البته اين رفتار هميشگي ايشان است. در همه جلسات راهبردي شركت مي‌كند و تقريبا نصف جلسه را به چرت زدن مي‌گذراند. بقيه زمان را هم ساكت است. يك حساب سرانگشتي اين‌است كه ايشان نصف زمان حضور در محل كار را در جلسه سپري مي‌كنند، حالا مي‌شود حساب كرد پولي كه ايشان بابت چرت زدن مي‌گيرد چقدر است. يك چهارم دريافتي ماهيانه، آن‌هم با بيمه!