شركت عزيز ما

  • در شركت عزيز ما ساختمان‌ها حداقل پنجره و نورگيري را دارند و هر ساختمان جديدي هم كه ساخته مي‌شود پنجره‌هاي آن كوچكتر مي‌شود.
  • در شركت عزيز ما يك برد وجود دارد كه نمودارهاي توليد و توقفات را مدتي است بر روي آن نصب مي‌كنيم اما هر بار بلافاصله توسط دوستان ناشناس برداشته مي‌شود.
  • در شركت عزيز ما دوستان همه از حجم و سنگيني كار شكايت دارند اما هر بار كه سراغ آن‌ها مي‌روي در حال خوردن چاي و خواندن روزنامه هستند.
  • درشركت عزيز ما، مدير پروژه‌اي كه با پيمانكار در حال كار كردن است خود را مديرعامل پيمانكار مي‌داند.
  • در شركت عزيز ما از بس كه تهويه مناسب است، هوا در تابستان‌ها سرد و در زمستان‌ها گرم است.
  • در شركت عزيز ما در اولين روزي كه مديرعامل به سفر رفته بود، ساير مديران در سر كار خود حاضر نشدند.
  • در شركت عزيز ما اصلا كمبود كامپيوتر نداريم و افراد به خاطر داشتن كامپيوتر بي‌كارند!!!
  • در شركت عزيز ما خوردن صبحانه ممنوع است اما عده‌اي صبح‌ها با نان داغ وارد شركت مي‌شوند.
  • در شركت عزيز ما امور مالي آمار همه را دارد.
  • در شركت عزيز ما مديري داريم كه وقتي 10 نفري به او سلام كرديم، نگاهمان كرد و رفت.
  • در شركت عزيز ما زمان صرف ناهار بازار خريد و فروش و نقل و انتقال سهام و زمين داغ است.
  • در شركت عزیز ما همكارم از وقتي يك تابع را در اكسل به او ياد دادم، احساس برتري نسبت به ساير مهندسان صنايع دارد.
  • در شركت عزيز ما همكارم به مدت سه روز كارها را تعطيل كرد و اعلام كرد تا زمان پايان بررسي پرتفوي سهام خود دست به هيچ كاري نمي‌زند.
  • در شركت عزيز ما از وقتي كه اتوماسيون اداري، جايگزين اوت‌لوك شده است آن‌هايي كه اصلا با كامپيوتر آشنايي ندارند، طرفدار اوت‌لوك شده‌اند!!
  • در شركت عزيز ما مطالعه روزنامه كاغذي ممنوع است بنابراين همكاران عزيزم روزنامه را از اينترنت مطالعه مي‌فرمايند.
  • در شركت عزيز ما همكار جديدم به دليل كمبود فضاي كاري، تنها يك صندلي دارد و فاقد ميز كار است.
  • در شركت عزيز ما مدير گرامي ما فرمود كلمه «درب» غلط است و «در» درست‌تر!!

در شركت عزيز ما در هنگام پياده‌سازي پنج اس همكارم عزيزم فرمود اين سيستم‌ها براي ژاپني‌هاست كه ضريب هوشي پاييني دارند و ما ايراني‌ها نيازي به اين چيزها نداريم.