يك مدير پروژه اي‌آرپي از طرف شركت مشاور آمده كه ايراني است. ديروز كه جلسه عمومي داشتيم صحبت‌هايش را با زبان آلماني شروع كرد و بعد گفت مثل اين‌كه نمي‌فهميد؟! (البته ما هم نفهميديم چه گفت) بعد از خودش صحبت كرد كه: "من 20 سال تجربه در اروپا دارم و نمي‌خواهم از خودم تعريف كنم. اما من اكونوميك خواندم. ماركتينگ تخصص اصلي من است. سي‌آرام تخصص اصلي من است. دو سه تا ام‌بي‌اي دارم. از بين ايران و استراليا اين‌جا را انتخاب كرده‌ام تا دانش خودم را به ايران منتقل كنم و .... قصد من تعريف از خودم نيست اما مي‌خواهم شما بدانيد كه چه كاري در پيش داريم." و صحبت را ادامه مي‌دهد. "اي‌آرپي يعني چه!"، "چه كاري بايد انجام دهيم"، در حين صحبت قاطي مي‌كند و شروع مي‌كند كه: "نمي‌دانيد چه قدر از منابع دنيا در ايران است. من اينفورميشن زيادي دارم. آقا ما روي كمربند مس دنيا هستيم. ما همه چيز داريم. جنگ بعدي در دنيا جنگ در بر سر آب خواهد بود. فكر نكنيد نفت است. اين‌ها را مي‌گويم بدانيد اهميت موضوع چيست!" خلاصه خدا بخير كند. اين آدم‌ها مرا ياد برنامه‌هاي جنگ مي‌اندازند. از همه چيز صحبت مي‌كنند بعد هم معلوم نيست آخر سر چه حرفي مي‌خواهد بزند. در طول جلسه هر چه گفت ما آخر سر نفهميديم اي‌آرپي چيه. آخر سر هم كه خواست مثالي از كودني آلماني‌ها بزند گفت من عين همين سمينار را در آلمان داشتيم كه آخر جلسه يكي از همين آلماني‌ها پرسيد "آقا اين اي‌آرپي چيست؟"