امروز 3 سال از حضورم در شركت عزيز ما مي‌گذرد. وقتي كارم را در شركت عزيز ما شروع كردم، به اين فكر نبودم كه چه مدت در اين جا خواهم بود و حالا در چشم بر هم زدني 3 سال مي‌گذرد و باز هم نمي‌دانم تا كي در اين‌جا خواهم بود. از كارم راضي هستم و اين مهم‌ترين فاكتور حضور من است اگر غير از اين بود تا به حال حتما شغلم را عوض كرده بودم. بدترين چيز در كار، عدم رضايت از سازمان و كار و اطرافيان است حتي اگر بالاترين حقوق‌ها را هم پرداخت كنند نبايد در اين شغل باقي ماند. اين تجربه حضور من در شركت‌هاي قبلي است و با اين تفكر در طي مدت سه سال در 8 شركت مختلف كار كرده‌ام. 3 تا از اين شركت‌ها خصوصي بودند و 5 تاي ديگر هم وابسته به دو شركت خودروسازي بودند. در اوايل دوران كاري، درآمد وزن زيادي در تصميم‌گيري من داشت و البته هنوز هم هست اما وزن كمتري دارد. در اين مدت هم آموخته‌ام بهترين روزهاي شروع كار جديد (به شرط ترك بلافصل محل قبلي) روزهاي يك‌شنبه تا چهارشنبه است. به دليل بيمه و اين جور چيزها.

زماني هم كه دانشجو بودم، هر وقت به كار كارمندي با نگرش آنارشيستي فكر مي‌كردم، نزديكي به محل كار به ميدان انقلاب و كتابفروشي را از پارامترهاي مهم مي‌دانستم بگذريم كه مكان اولين كارم لويزان شد و منزل هم كه نازي‌آباد!