ما و المپيك
اين روزها المپيك، در صدر اخبار دنيا قرار دارد و ما ايرانيان همچنان ناراحت و مغموم از عدم كسب مدال در بيشتر رشتههاي ورزشي. از طرفي ما آنچنان اخبار المپيك و ورزشكاران را تعقيب ميكنيم و به آنها اميدواريم كه هر طوري هست آنها ميخواهند مدال بياورند ولي نميشود. گويي حافظه تاريخي ما ايرانيان بسيار ضعيف است. هنوز هم به سرعت ناكامي ورزشكاران را فراموش ميكنيم و دل به مسابقات بعدي ميبنديم اما بدون هيچگونه هدف و برنامهاي. در سيدني ايران 4 مدال گرفت و حال اگر 5 مدال در آتن كسب كنيم يعني 25 درصد افزايش در تعداد مدالها! آيا در اين مدت 4 گذشته توانستهايم سرمايهگذاري كنيم و يا ورزش ما رشد كند. كداميك از شاخصها در ورزش ما رشد كرده است و تغيير اساسي كرده كه حالا هم توقع مدال آوري داريم؟ چند روز ديگر هم مسابقات كشتي شروع خواهد شد و باز هم قصه ناكاميها تكرار.
هنوز هم پس از سالها مربي ديگری نداريم به جز منصور برزگر. او و طالقاني با هم برميگردند همانطور كه علي پروين در فوتبال اينچنين است. اما آيا آنها تغيير كردهاند؟ اين همان سيكل بسته جامعه در گردش مشاغل و حرفههاست كه در تمامي زمينهها تسري مييابد. در سياست و اقتصاد و ورزش و فرهنگ فرقي نميكند. پس بنايد از كسي بيش از اين توقع داشت!!!
