درباره نویسنده
صنایع خوانده ام در شریف و مدیریت. علاقه مندی های کاری ام، در حوزه های سازمان و مدیریت با تمرکز بر امور منابع انسانی و مدیریت سازمان است. از سال 78 در این حوزه ها، در صنعت خودرو و برق، این تجربه ها را آموخته ام و این جا در مورد دغدغه ها و آموخته هایم می نویسم.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • فید وبلاگ
  • کارگاه و دوره آموزشی
  • تماس با من
  • خدمات من
مطالب اخیر
  • چرا کارکنان از سازمان می روند؟
  • چرا کارکنان در سازمان می مانند؟
  • کارکنان فکری سازمان
  • ماموریت منابع انسانی
  • عدد رضایت شغلی
  • عکس مدیرعاملی
  • استرس های خارج از سازمان
  • در باب استعفای کاری
  • تغییر در بازار عرضه نیروی انسانی
  • چالش های تصمیم گیری
کلمات کلیدی مطالب
  • مدیریت (۳٠)
  • تجربه (٢۱)
  • استخدام (۱۱)
  • منابع انسانی (٩)
  • مصاحبه (۸)
  • رفتار سازمانی (٦)
  • مشاوره مدیریت (٦)
  • رضایت شغلی (٥)
  • شغل (٥)
  • رزومه (٥)
  • ارزیابی عملکرد (٤)
  • تحلیل (٤)
  • کتاب (۳)
  • فرهنگ (۳)
  • گفتگو (۳)
  • تخصص (۳)
  • قراردادکاری (٢)
  • استرس (٢)
  • نظام پیشنهادها (٢)
  • مشاهده (٢)
  • گوش دادن (۱)
  • محل کار (۱)
  • پروژه (۱)
  • آموزش (۱)
وبلاگ های مورد علاقه
  • عباس عبدی
  • حامد قدوسی
  • مدیریت منابع انسانی
  • احسان اردستانی
  • گزاره ها
  • روزنوشت بهساد
  • امیر مهرانی
  • رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت
  • مدیر رسانه
  • احمد شریفی
  • مسعود بینش
  • آرشیو وبلاگ
    • عناوین مطالب
    • بهمن ٩٠
    • دی ٩٠
    • آذر ٩٠
    • آبان ٩٠
    • مهر ٩٠
    • شهریور ٩٠
    • امرداد ٩٠
    • تیر ٩٠
    • آذر ۸٩
    • آبان ۸٩
    • مهر ۸٩
    • دی ۸۸
    • آذر ۸۸
    • آبان ۸۸
    • مهر ۸۸
    • شهریور ۸۸
    • امرداد ۸۸
    • خرداد ۸۸
    • اردیبهشت ۸۸
    • فروردین ۸۸
    • اسفند ۸٧
    • بهمن ۸٧
    • دی ۸٧
    • آذر ۸٧
    • آبان ۸٧
    • مهر ۸٧
    • شهریور ۸٧
    • امرداد ۸٧
    • تیر ۸٧
    • خرداد ۸٧
    • اردیبهشت ۸٧
    • فروردین ۸٧
    • اسفند ۸٦
    • بهمن ۸٦
    • دی ۸٦
    • آذر ۸٦
    • آبان ۸٦
    • مهر ۸٦
    • شهریور ۸٦
    • امرداد ۸٦
    • تیر ۸٦
    • خرداد ۸٦
    • اردیبهشت ۸٦
    • فروردین ۸٦
    • اسفند ۸٥
    • بهمن ۸٥
    • دی ۸٥
    • آذر ۸٥
    • آبان ۸٥
    • مهر ۸٥
    • شهریور ۸٥
    • امرداد ۸٥
    • تیر ۸٥
    • خرداد ۸٥
    • اردیبهشت ۸٥
    • فروردین ۸٥
    • اسفند ۸٤
    • بهمن ۸٤
    • دی ۸٤
    • آذر ۸٤
    • آبان ۸٤
    • مهر ۸٤
    • شهریور ۸٤
    • تیر ۸٤
    • خرداد ۸٤
    • اردیبهشت ۸٤
    • فروردین ۸٤
    • اسفند ۸۳
    • بهمن ۸۳
    • دی ۸۳
    • آذر ۸۳
    • آبان ۸۳
    • مهر ۸۳
    • شهریور ۸۳
    • امرداد ۸۳
    • تیر ۸۳
    کدهای اضافی کاربر



يادداشت‌هاي صنايعي
یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 3
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/٢۸

در شرکت زیمنس برای ایجاد تنوع شغلی و انتقال دانش در بخش های مختلف آن یک نظام جابجایی شغلی خلاقانه طراحی شده است. هر فردی در زیمنس در شغل خود حداقل 3 سال و حداکثر 5 سال می تواند حضور داشته باشد و از ابتدای سال سوم فرد به مدت 2 سال فرصت دارد تا در موقعیت های شغلی موجود در زیمنس، شغل دیگری را انتخاب کند یا به واحد دیگری منتقل شود.

مثلا اگر کارشناس مالی است، می تواند از بخش لوازم خانگی به بخش پزشکی به عنوان کارشناس مالی منتقل شود یا این که شغل خود را از کارشناس مالی به کارشناس بازرگانی تغییر دهد و در همان بخش لوازم خانگی حضور داشته باشد. در غیر این صورت فرض بر این است که فرد به دلیل این که نتواسته جای دیگری را پیدا کند، فرد مطلوبی برای زیمنس نبوده است و باید زیمنس را ترک کند.

مهم‌ترین حسن این کار گردش مدیران و کارکنان است که اجازه یکنواخت شدن و رکود در کار را به فرد نمی‌دهد و هر 5 سال برای فرد تغییر ایجاد می‌کند. و در عین کارکنان همواره به دنبال یادگیری مهارت های جدیدی هستند هستند تا بتوانند در زیمنس باقی بمانند. 

یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 2

یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 1

دیدگاه شما



یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 2
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/٢٦

یکی از وظایف اصلی مدیران در سازمان ها، رهبری و مدیریت عملکرد مجموعه کارکنان است و از نگاهی دیگر مدیر وظیفه توسعه و ارتقا کارکنان خود را به عهده دارد.

این موضوع در زیمنس به این صورت است که هر مدیر باید در ابتدای هر سال کاری، جلسه ای را با هر فرد برگزار کند و با هم در مورد برنامه های کاری فرد، گفتگو کنند و کارکنان باید برنامه های خود را ارائه کنند و مدیر هم از این راه بداند چگونه می تواند در تحقق برنامه فرد امکانات را فراهم کند یا این کار را تسهیل کند. برخی از مثال هایی که برای ما گفتند این بود که فرد می خواهد در فلان حوزه کاری مهارت کسب کند، یا این که می خواهد بچه دار شود، یا قصد مهاجرت دارد یا این که می خواهد در یک زمینه کاری وقت بیشتری بگذارد و در مقابل از کارهای دیگر خود کم کند. در طرف مقابل مدیر هم خود را متعهد می داند تا جایی که بتواند با فرد بر سر یک برنامه کاری و عملیاتی در طی یک سال آینده توافق کند و منابع لازم را برای فرد فراهم کند. مثلا وی را به دوره آموزشی خاصی بفرستد، یا بخشی از کارها را به وی تقویض کند و الخ.

در نهایت دو طرف در پایان این گفتگو، به یک توافق می رسند که آن را مکتوب می کنند و دو طرف خود را ملزم به تحقق آن می دانند و در طول سال مدیر در نقش مربی به کارمند خود، کمک می کند. در پایان سال و در جلسه گفتگوی جدید، ابتدا مدیر برنامه توافق شده سال قبل را مورد ارزیابی قرار می دهد و بر این اساس فرد را ارزیابی عملکرد می کند.

دیدگاه شما



یادگیری های مدیریتی- منابع انسانی زیمنس- 1
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/٢٥

سال 1384 بازدیدی از شرکت زیمنس داشتیم و یک دوره آموزشی تخصصی را در آن جا گذراندیم. من به دلیل حرفه خودم –منابع انسانی- این شانس را داشتم که با کارکنان و مدیران منابع انسانی زیمنس گفتگو کنم و با رویه ها و رویکردهای منابع انسانی در این شرکت بزرگ آشنا شوم. شش سال پیش وقتی از این سفر برگشتیم، پیاده سازی رویکردهای منابع انسانی زیمنس در ایران و شرکت های ایرانی به دلیل وجود خیلی از پارامترها و ناپارامترها به نظرم خیلی سخت بود، اما الان فکر می کنم با وجود فضای وب، با اشتراک گذاشتن این تجربیات می توانیم بخشی از دلایل موفقیت آن ها را بدانیم و سعی کنیم که بیشتر آن را به کار بگیریم.

معرفی شرکت زیمنس: شرکت در سال 1847 در برلین آلمان پایه گذاری شده است و در سال 2010 درآمدی حقوق 100 میلیارد دلار داشته است. تعداد کارکنان زیمنس 405 هزار نفر است و در بخش های مختلفی مانند مخابرات، حمل و نقل، پزشکی، نیروگاه، لوازم خانگی، سیستم های کنترل، ... فعالیت دارد. زیمنس در حال حاضر برزگ ترین شرکت اروپا محسوب می شود. لینک تا جایی که می دانم، زیمنس تقریبا هر دو سال یک بار ساختار سازمانی خود را تغییر می دهد و بخشی از این انعطاف پذیری در تغییر ساختار مرهون سیستم های منسجم منابع انسانی و مدیریتی است.
در مقابل تغییر ساختار سازمانی در شرکت های ایرانی خصوصا وقتی که بزرگ باشند، از پیچیده ترین و سخت ترین کارهایی است که می توان در حوزه مشاوره مدیریت محسوب کرد.

نظام جلسات بازخوردهای پایین به بالا:
این نظام ابزاری است بهبود و ارتقا کیفیت رهبری در شرکت زیمنس. مبنای اجرای آن هم سخن بنیان گزار زیمنس است که به عنوان یک راهبرد در شرکت آن را تبیین کرده است.

 "از تمام کسانی که با من کار می‌کنند، تقاضا کرده‌ام که مرا نقد کنند. اگر آنان چنین کاری را که از ایشان خواسته‌ام انجام ندهند، نه برای من و نه برای تشکیلات زیمنس مفید نخواهند بود."

Von Siemens, Dec 1935

روش اجرا:

 در هر سال از کارکنان زیر دست یک مدیر در مورد مدیر و سبک مدیریت وی نظر خواهی می‌کنند. به این ترتیب که به هر یک از کارکنان یک کارت سبز و یک کارت زرد داده می‌شود و کارکنان در کارت سبز نقاط قوت و در کارت زرد نقاط ضعف مدیر را یادداشت می‌کنند. سپس واحد منابع انسانی کارت‌ها را از کارکنان جمع‌آوری کرده و نتایج را جمع‌بندی می‌کند و بعد در جلسه‌ای با مدیر نقاط قوت و ضعف وی را از دیدگاه کارکنان ارائه می‌کنند. مدیر 3 ماه فرصت خواهد داشت تا نقاط ضعف خود را بهبود دهد. پس از این مدت دوباره از کارکنان در مورد مدیر نظر خواهی می‌کنند و فرآیند تکرار می‌شود. نتایج این نظرخواهی در پاداش مدیران منعکس خواهد شد. این نظرخواهی به صورت محرمانه انجام می‌شود و دامنه شمول آن نیز در مورد کلیه مدیران سازمان (از مدیرعامل تا پایین‌ترین مدیران) است. نظرخواهی از زیردستان مستقیم انجام می‌گیرد.

در طی جلسات سالیانه بازخوردهای پایین به بالا، کارکنان و مدیران در خصوص موضوعات زیر بحث خواهند کرد:

  • وضعیت (شرایط) فعلی رهبری و کار گروهی
  • بهبودهایی که امکان انجام آن‌ها وجود دارد

از کارکنان خواسته می شود، برای مفید بودن روش نقد، شرایط زیر را لحاظ کنند:

  • ارائه بازخوردهای مسؤولانه همراه با رعایت احترام و نزاکت
  • تمرکز بر فرصت‌های بهبود لازم در کار گروهی و رهبری

در زیمنس توجه به این است که با این روش مدیران دیدگاه کارکنان را در مورد سبک ها رهبری خود بدانند و بهبودهای لازم را در رهبری و کار گروهی به کار بگیرند. در مقابل کارکنان نیز تشویق می شوند تا صادقانه و به دور از غرض ورزی نظرات خود را ارائه دهند و صادقانه رفتار کنند.

دیدگاه شما



چشم انداز برای عمر کاری
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/۱٩

یک نفر در طول ایام کاری خود باید به چه چیزهایی توجه کند؟ چه اموری را باید جدی تر دنبال کند و ماموریت خود را چگونه تعریف کند؟

این ها سوالاتی است که هر فردی که وارد بازار کار می شود، می تواند از خودش بپرسد و برای آن ها برنامه ریزی کند. مدتی این فرصت را داشتم که از راهنمایی یک منتور استفاده کنم. این منتور 70 ساله فردی هلندی بود که مدت ها مدیرعامل یکی از شرکت های بزرگ دارویی اروپا بود و در حال حاضر هم جزو مدیران یک بانک هلندی است. نکات زیادی را از تجربه فردی خود برای کار کردن بهتر و مدیریت بر خویش برای ما ارائه کرد.

از نکات ارزنده ای که تاکید می کرد این بود که ما در دنیای امروز به دلیل دانش محور شدن کارها، باید یک چشم انداز کاری 40 ساله را برای خود در نظر بگیریم به این معنی که حداقل 40 سال کار کنیم. حال برای تحقق این چشم انداز باید برنامه های عملیاتی استخراج کنیم. یکی از مهم ترین ابزارها در تحقق این چشم انداز، توجه به جسم خود در طول سال های کاری است که نباید به سرعت آن را فرسوده کرد و با کار کردن طاقت فرسا آن را در زمان کوتاه تری مستهلک کرد. به بیان دیگر مدیریت صرفا رهبری و راهبری دیگران نیست. یک مدیر موفق ابتدا باید خود را مدیریت کند و اولین گام در مدیریت خود، مدیریت بر جسم خویش است. مدیریت بر جسم یکی از عوامل پایداری موفقیت در دراز مدت خواهد بود. بر همین اساس چند توصیه داشت:

  • به اندازه کافی و به موقع بخوابید. 8 ساعت خواب با کیفیت برای تحقق چشم انداز عمر کاری لازم است. پیشنهاد منتور خوابیدن از ساعت 23 تا 7 صبح بود.
  • حداکثر زمان کاری در طول روز 10 ساعت است و بیش از آن کار نکنید. کار زیاد جسم را زودتر فرسوده می کند.
  • آخر هفته ها زمان کار نیست. روزهای تعطیل برای استراحت کردن و لذت بردن از زندگی است.
  • ورزش کنید.
  • زمان اینترنت بازی را محدود کنید.
  • استرس از مهم ترین عوامل استهلاک جسم است. یاد بگیرید که آن را از خود دور کنید.
  • صبح ها هر روز دوش آب سرد بگیرید. برای این کار متد خاصی را پیشنهاد می کرد.
  • خوب غذا بخورید و از خوردن آن لذت ببرید. مراقب چاق شدن هم باشید.
  • به حس های 12 گانه بدن (لینک) خود توجه کنید و آن ها را رشد دهید. [در مورد حس های 12 گانه جداگانه خواهم نوشت.]
دیدگاه شما



گفتگو در سازمان، مهارت در گوش دادن
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/۱٤

ماهیت یک سازمان، به دلیل کار تیمی و کنار هم قرار گرفتن افراد، اقتضا می کند گفتگو در یک سازمان و شرکت به عنوان یک ابزار مهم برای ارتباط اثربخش و کارا، به شکل مناسبی انجام شود. بخشی از گفتگو، گوش کردن مناسب است که به مدیران و کارکنان یک سازمان کمک می کند تا کارهای خود را بهتر پیش ببرند. نکات زیر می تواند به مدیران کمک کند تا بهتر گوش کنند:

 1- به چشمان گوینده نگاه کنید. ما با گوش های خود می شنویم ولی قضاوت مردم در مورد گوش دادن ما این است که آیا به چشمان آنان نگاه می کنیم یا خیر. تماس دو چشم باعث می شود که سخنگو مورد توجه قرار گیرد. کمتر به بیراهه برود و به صحبت کردن تشویق بشود.

2- با حرکات چشم و ابرو گفته های او را تایید کنید. یک شنونده خوب از طریق حرکات غیرگفتاری می کوشد تا گفته های گوینده را تایید کند و توجه و علاقه خود را نشان دهد. یعنی که فرد با تمام وجود به او گوش می دهد.

3- از حرکات یا عملیات اضافی اجتناب کنید. شیوه دیگر این است که فرد هیچ اقدامی نکند و بدین وسیله اعلان نماید که به جای دیگری توجه نموده است. کارهایی چون نگاه نکردن به ساعت، ورق زدن کاغذ و بازی با مداد، نشانه خستگی و بی علاقگی فرد است.

4- پرسش هایی را مطرح کنید. کسی که گوش می دهد آنچه را که می شنود تجزیه و تحلیل کرده و در این باره پرسش هایی را مطرح می کند. یعنی شخص مطالب را فهمیده است، آن ها را تجزیه و تحلیل نموده و به گوینده اطمینان می دهد در حال گوش دادن است.

5- تفسیر کنید. از چنین عبارت هایی استفاده کنید. "فکر می کنم شما می گویید ..." یا "مقصود شما این است که ...". با این کار صحت گفتار کنترل می شود.

6- سعی کنید حرف گوینده را قطع نکنید. اجازه بدهید گوینده کلام خود را به پایان برساند و پس از آن پرسش های خود را مطرح نمایید.

7- در صحبت کردن زیاده روی نکنید. بیشتر افراد تمایل دارند که بیشتر حرف بزنند و نظرات خود را ابراز نمایند و کمتر به حرف های دیگری گوش می دهند. حرف زدن لذت بخش تر است و سکوت موجب ناراحتی می شود. کسی که خوب گوش بدهد متوجه این واقعیت می شود و بیش از حد صحبت نمی کند.

 منبع: کتاب رفتار سازمانی، رابینز، ترجمه اعرابی، صفحه 214

دیدگاه شما



تجربه همکاری با مدیر بد
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/۱٢

روال معمول در رسیدن به سمت های مدیریتی در سازمان ها و شرکت های ایرانی، معمولا فارغ از برخورداری از ویژگی های مدیریتی و رهبری و شایستگی های مورد نیاز برای این امور است و در بهترین حالت، معمولا کارشناسانی که خیلی خوب یا خوب هستند و کارهای خود را به خوبی انجام می دهند، ارتقا داده می شوند و در سمت های مدیریتی قرار می گیرند، بدون آن که دانش مدیریتی داشته باشند و گاهی اوقات این کارشناسان خوب در نقش مدیر، رفتارهایی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی زیردستان می شود. کارشناسانی که با این گونه مدیران کار کرده اند، خاطرات تلخی معمولا از این مدیران دارند. 

من یک بار برای حدود  یک سال گرفتار چنین مدیری بودم، مدیری که کارشناس بسیار شایسته ای بود اما ویژگی های رفتاری یک مدیر را نداشت. الان که سال ها از آن روزها گذشته، علاقه مندم برخی از رفتارهایش را اینجا بنویسم. ایشان فرد بسیار توانمندی بود و شایستگی های فراوانی داشت و دانش آموخته رشته صنایع از دانشگاه شریف بود. مهم ترین دلیل برای این نوشته این است که شاید باعث شود، مدیران کمتر از این رفتارها بروز دهند. 

شرایط کار: حجم کار ما خیلی زیاد بود و شرکت در حال رشد سریع بود. ساعت کار شرکت از 7 و نیم صبح بود تا 6 و نیم عصر و بعضا ما مجبور بودیم تا ساعت 9 شب هم اضافه کار باشیم. محل کار ما دپارتمان سیستم ها و روش ها به علاوه امور منابع انسانی سازمان بود. در یک اتاق حدود 30 متری بودیم و همه دور تا دور رو به دیوار می نشستیم. در این شرایط مدیر ما این چنین بود:

تکنیک ایجاد استرس تا سرحد مرگ: در برخوردها به گونه ای بود که دائما استرس وارد می کرد. در مقابل اشتباه کارشناسان ناشکیبا بود و بعضی وقت ها هر چه از دهنشان در می آمد، می گفت.  یا این که گاهی اوقات صدایت می کرد و می گفت بیا اینجا. او نشسته بود و ما سر پا. می گفت: "ببین بجنب! بجنب! حالا برو سر جات."

تکنیک توهین به فرد: ترجیع بند کلماتش در مواجه با خطای زیردستانش این بود: "گیجی دیگه! گیج!"

تکنیک تحقیر: خوش خط بود و اگر یکی از همکاران خط خوبی نداشت و یک گزارش دست نویس به ایشان می داد، می گفت این چه خطیه!

تکنیک بدترین فیدبک: عادت داشت، که وقتی گزارش را می خواند و قصد داشت، بازخورد دهد، از روان نویس قرمز رنگ استفاده می کرد و وقتی نکته ای به نظرش نادرست می رسید، از کلمات نامانوس استفاده می کرد. مثلا می نوشت جل الخالق با پنج تا علامت تعجب جلوش.

تکنیک تحقیر در جمع: وقتی که کاری خوب پیش نمی رفت، در مقابل بقیه، فرد را احضار می کرد و تا جایی که می توانست فرد را در جمع ضایع می کرد. مثلا می گفت این چه گزارشی است! تو چرا نمی فهمی! تو کار کردن بلد نیستی! اگر فوق لیسانس خوانده بودی، بلد بودی که کار را جمع کنی! تو اصلا رویکرد درستی در کار کردن نداری!

تکنیک خود تنبیهی: اگر کسی چند اشتباه متوالی در کارش داشت، از وی می خواست که یک کارت قرمز برای خود پر کند و شرح اشتباهاتش را در آن ثبت کند و سپس آن را به منشی بدهد تا در هنگام پرداخت کارانه مورد محاسبه قرار بگیرد. هر کارت قرمز، در هر دوره 10 امتیاز منفی از 100 امتیاز داشت.

روش کنترل فرآیند به جای کنترل خروجی کار: گاهی اوقات می دیدی که آمده بالای سرت ایستاده به صورت ناغافل ایستاده و در حال تماشای نحوه کار کردن توست. بعد اگر در همان حین مشکلی می دید، می گفت که تو کار کردن بلد نیستی.

بی اعتمادی به همکاران: در جلسات با سایر دپارتمان ها و مدیران، خودش حتما می خواست که حضور داشته باشد و اگر فردی می خواست به تنهایی شرکت کند، می گفت که تو حق نداری بدون من شرکت کنی و چون خودش می خواست در همه امور نقش داشته باشد، نمی توانست وقت کافی بگذارد، بنابراین کارها به خوبی پیش نمی رفت و همه چیز کند بود و طبعا در این میان کارشناسان مقصر بودند نه او.

تکنیک دور کردن همکاران از خود: روزهایی اولی که در شرکت شروع به کار کرده بودم، ساعت یک تا 2 با هم به ناهار می رفتیم. منتها در بحث ها و گفتگوها، آن چنان نامناسب رفتار می کرد که به تدریج بعد از سه ماه، برنامه ما به کلی تغییر کرد. ما ساعت 12:30 می رفتیم و ساعت 13 به محل کار می آمدیم که کمتر حضور او را در اتاق حس کنیم. حضورش برای ما همواره استرس زا بود و حداقل بازدهی بود.

بهترین روزهای کاری ما زمانی بود که ایشان در محل کار حضور نداشت. مثلا مرخصی بود یا بیمار بود یا به سفر می رفت.

تکنیک نگاه ناراحت: اگر تلفنی با کسی صحبت می کردی و یا کسی از بیرون تماس می گرفت (آن موقع موبایل مثل حالا فراوان نبود) می آمد جلویت می ایستاد و نگاه همراه با اخمی بهت می کرد به این معنی که زیادی داری حرف می زنی. بنابراین اگر می خواستیم تماسی برقرار کنیم، هر وقت که از اتاق خارج می شد، بلافاصله تماس های تلفنی همکاران شروع می شد.

گوشه هایی که در بالا تعریف شد، توصیف کننده یکی از بدترین شرایط و دوران کاری من بود. من و بقیه راه حل هایی برای فرار از این شرایط پیدا کرده بودیم. اما سرانجام تصمیم گرفتیم که از شرکت خارج شویم و به شرکتی دیگر با درآمد پایین تر برویم. از آن زمان به بعد، داشتن یک مدیر خوب را واقعا غنیمت و نعمتی برای هر فردی می دانم و یادگیری آن شرایط سخت برای من این بود که بعدها به عنوان مدیر سعی کنم، هیچ وقت این رفتارها را بروز ندهم. می دانم که آن روزها مدیرمان تلاشش برای کسب بهترین نتیجه بود، منتها روش های توهین و تنبیه و استرس هیچ گاه نمی توانند منجر به ایجاد عملکرد بهتر شوند. 

دیدگاه شما



رزومه نویسی و استخدام- یک تجربه
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٥/۳

سال های 80 و 81 در واحد منابع انسانی یک شرکت خودرویی کار می کردم. شرکت از وقتی که راه افتاده بود، برند و اعتبارخوبی در صنعت به دست آورده بود و در بین فارغ التحصیلان دانشگاه ها شناخته شده بود؛ کلی پروژه و کار و بازار و مشتری داشت و به همین دلیل هم به دنبال نیروی انسانی مناسب می گشت و به سختی نیروی انسانی مناسب را برای پست های مورد نیاز می توانست استخدام کند.
هر وقت که آگهی استخدام می داد، حدود 3 هزار رزومه و درخواست برای ما می رسید. آن زمان اینترنت و ایمیل به فراگیری الان نبود و رزومه ها با پست ارسال می شد و هر هفته مامور پست یک گونی رزومه (حدود هزار رزومه) برای ما می آورد! ما هم باید رزومه ها را بررسی می کردیم و این کار تقریبا همه همکاران را به خود مشغول می کرد. مهم ترین مشکل ما با انبوه رزومه ها این بود که چگونه رزومه مناسب را از بین آنها انتخاب کنیم. در نقطه مقابل هم از طرف سایر مدیران به شدت تحت فشار بودیم که ما نیرو لازم داریم و زودتر به ما نیرو معرفی کنید. به واسطه این فشار، حتی زمان هایی بود که جلوی خود مدیر محترم، دست در گونی می کردیم و چند تا پاکت رندم را انتخاب می کردیم تا شاید فرد مورد نظر را بتوانیم زودتر پیدا کنیم!
از همه این حرف ها که بگذریم، نوع رزومه هایی که به دست ما می رسید، بسیار جالب بود. مثلا:

  • یک بار پاکت نامه را باز می کردیم، یک تکه گوشه بریده شده از بخش بدون متن کاغذ روزنامه بود که بر روی آن نام و نام خانوادگی و شماره تماس و تحصیلات نوشته شده بود
  • و یا این که درخواست کننده، یک نامه به مدیرعامل نوشته بود و در آن شرایط خود را شرح داده بود که چند تا فرزند دارد و بدهکار است.
  • یا نوشته بود که اینجانب فلان فلانی فرزند فلانی هستم. تحصیلات وی در رشته ... می باشد.
    و کلی نکته با مزه دیگر در این بین بود که تا مدت ها برای همکاران، مایه طنز و تفریح و خنده بود.

در مقابل رزومه های خوبی هم بودند که ساختارمناسبی داشتند و فرد به خوبی تنظیم کرده بود. هر چه شکیل تر و مناسب تر بود، انتخاب برای ما راحت تر بود و فرآیند استخدام در آن شرایط سخت، راحت تر. به صورت تجربی به این رسیدیم که اگر فردی بتواند رزومه خوب بنویسد وقتی هم به صورت حضوری مراجعه کند، شانس بالاتری در استخدام و مصاحبه دارد و البته این طور هم می شد. هر قدررزومه موثرتر بود، استخدام راحت تر انجام می شد؛ چرا که اولین تصویر و قضاوت برای کسب فرصت های شغلی، از رزومه ایجاد می شود.
وقتی خاطره آن سالها را مرور می کنم، می بینم که همیشه نکات ریزی باعث استخدام یا رد افراد می شد. شاید اگر همان فردی که در مصاحبه رد شده بود، کمی خودش را بهتر معرفی می کرد به راحتی در مصاحبه قبول می شد.

در کارگاه «اصول موفقیت در رزومه نویسی و مصاحبه های شغلی» قصد دارم نکته های مهمی را از تجربیات چند ساله ام بیان کنم. نکته هایی که با اجرای آن ها، احتمال قبولی در مصاحبه های شغلی بالاتر خواهد بود. لینک

دیدگاه شما