چندي پيش در شركت عزيز ما براي اولين بار نظرسنجي رضايت شغلي انجام داديم. نتايج نظرسنجي نشان مي‌داد كاركنان از وضعيت خدمات رفاهي شركت مانند هزينه سفر، پرداخت‌هاي غيرنقدي و ... راضي نيستند. در جلسه‌اي كه با مديران شركت برگزار شد نتايج نظرسنجي ارائه شد و نظر خود ما هم اين بود كه اين ميزان نارضايتي ناشي از عدم اطلاع رساني صحيح شركت به كاركنان بوده است وگرنه اين ميزان خدمات رفاهي در بين ساير شركت‌هايي كه ما مي‌شناسيم در سطح رقابتي است. خلاصه مديرعامل هم كلي صحبت كرد كه بايد اين موارد اطلاع رساني شود.

چند روز بعد نامه‌اي با عنوان "جمع كثيري از پرسنل توليد" در بين كاركنان گشت و امضا شد مبني بر اين كه خدمات رفاهي شركت خيلي هم خوب است و ما در اين خصوص اصلا شكايتي نداريم و در انتها هم از مديرعامل شركت كلي تشكر و تمجيد كرده بودند كه خدا شما را براي ما نگه‌ دارد.

وقتي اين نامه را خواندم اولين چيزي كه به نظرم رسيد نمونه رفتار ايراني بود. اين كه در نظرسنجي كه با راي مخفي انجام مي‌شود، همه يك جور نظر مي‌دهند و در مقام ابراز نظر از هم مي‌پرسند كه كي بود كي بود ما نبوديم و تازه تشكر هم مي‌كنند. از نظر من اين رفتارها واقعا نااميد كننده است. وقتي حرفي مي‌زنيم عرضه وفادار ماندن به حرفمان را هم نداريم.